نکاتی در باب تندخوانی (Speed Reading)

مسلما مدت زیادی است که نام تند خوانی را شنیده‌اید، اما آیا هیچگاه از آن استفاده کرده‌اید؟
سرعت خواندن شما چقدر است؟ آیا شما یک تندخوان هستید، یا حتی از حد معمولی هم کندتر مطالعه می‌کنید؟

در کتاب ” Speed Reading For Dummies” سرعت خواندن افراد را به چهار دسته تقسیم کرده‌اند.

1 تا 200 کلمه در دقیقه: شما یک گوینده هستید و مطالب را به صورت کلمه به کلمه می‌خوانید. احتمالا صدای کلمات را در ذهن خود ادا کرده و یا حتی، آنها را به زبان می‌آورید. شاید هم تنها به لبخوانی کلمات در حین مطالعه اکتفا می‌کنید. اما در هر صورت سرعت خواندن شما کمتر از حد معمول است. عادت به خواندن کلمات در حین مطالعه، سرعت خواندن شما را تا حد سرعت صحبت کردن شما کاهش می‌دهد.

200 تا 300 کلمه در دقیقه: اکثر افراد از نظر سرعت خواند جملات در این رده قرار دارند. افراد این رده گاهی کلمات را لبخوانی کرده و گاهی نیز از روی آنها می‌گذرند، اما به هر ترتیب کسی که در این رده قرار دارد نمی‌تواند مانند یک تندخوان از مطالعه لذت ببرد.

300 تا 700 کلمه در دقیقه: شما در سطحی بالاتر از یک خواننده معمولی قرار دارید. در این رده، افراد می‌توانند گروهی از کلمات و یا حتی جملات کوتاه را با یک نگاه بخوانند. ادا کردن ذهنی یا فیزیکی کلمات در این سطح، به ندرت انجام می‌شود. بدیهیست که برای رسیدن به این سطح باید فرهنگ لغات خود را افزایش دهید.

بیش از 700 کلمه در دقیقه: شما یک تندخوان بوده و توانایی خواندن 10 تا 16 کلمه در یک نگاه را کسب کرده‌اید. چابکی و اعتماد به نفس در خواندن، مهمترین ویژگی افراد این رده است.

اما اجازه دهید ببینیم که تندخوانی شامل چه مولفه‌هایی است؟

دیدن: اولین گام در تندخوانی صحیح دیدن است. باید بتوانید چند کلمه را با یک نگاه ببینید. فقط در صورتی که با کلمات جدیدی روبرو شوید ممکن است، به خواندن کلمه به کلمه رو آورید، در غیر این صورت باید دامنه دید خود را تا جای ممکن هم به صورت افقی و هم عمودی، افزایش دهید. در حین دیدن کلمات کلیدی را استخراج کنید.

بیصدا خواندن: همانطور که گفته شد اکثر افراد عادت دارند که در حین خواندن کلمات، صدای هر کلمه را به صورت محسوس، لبخوانی و یا ذهنی بشنوند. هر چند که فرار از این عادت کار ساده‌ای نیست، اما با ترک آن می‌توان به خواندن با سرعتی بیش از گفتن کلمات دست پیدا کرد.

حافظه: بدیهیست که داشتن فرهنگ لغات ذهنی بزرگتر، باعث می‌شود که در حین خواندن با سرعت بیشتری از روی کلمات رد شده و با همان سرعت معنی آنها را به ذهن خود منتقل کنید.

فهمیدن: مسلما مهمترین هدف از خواندن فهمیدن است. سریع خواندن بدون فهم معنی جملات هیچ ارزشی ندارد. برای سریع خواندن و در عین حال فهمیدن معانی، باید مانند یک راننده ماهر، یاد بگیرید که در چه مواقعی با سرعت زیاد خوانده و در چه مواردی از سرعت خواندن خود بکاهید، چرا که برای فهم صحیح معانی، نمی‌توان تمام جملات را با سرعتی ثابت خواند.
روشن است که میزان آشنایی افراد با کلمات و جملات مختلف، متفاوت است. در نتیجه هر چقدر که پیش زمینه ذهنی افراد نسبت آنچه که می‌خوانند بیشتر باشد، سرعت فهم جملات و در نتیجه سرعت خواندن آنها بیشتر می‌شود.

تمرکز: حلقه اصلی این زنجیر، تمرکز است. تا تمرکز افراد در حین خواندن به حد مطلوب نرسد، سرعت فهم و خواندن آنها افزایش پیدا نمی‌کند. و صد البته که تا زمانی که افراد سعی نکنند که با سرعت و دقت بیشری بخوانند، میزان تمرکز آنها در خواندن افزایش پیدا نمی‌کند. این دو هر کدام باعث تقویت دیگری می‌شوند.

آیا تصورات غلطی را که در رابطه با تندخوانی وجود دارد، باور دارید؟
کدام تصورات؟

آیا تند خوانی باعث می‌شود که از مطالعه لذت نبرید؟ خیر. اگر قبول دارید که یک فرد تندخوان، بهتر و با تمرکز بیشتری می‌خواند پس باید بدانید که اکثر افراد پس از یادگیری اصول تندخوانی، تازه به لذت مطالعه پی می‌برند.

آیا تند خوانی مانع فهم درست معانی جملات می‌شود؟ اگر که با توهم تند خوانی، به سرعت از روی کلمات عبور کرده و معانی آنها را تک و توک بفهمید، این حرف درست است. اما همانطور که گفتیم تندخوانی صحیح، باعث افزایش تمرکز در حین خواندن می‌شود، پس به چنین شایعه‌ای اعتنا نکنید.

آیا معنی تند خوانی، نادیده گرفتن کلمات و پرش از روی آنهاست؟ به نکته ی خوبی اشاره کردید. درست است که یک تندخوان بر روی تک تک کلمات یک جمله تمرکز نمی‌کند، اما معنی آن، این نیست که آنها را اصلا نمی‌بیند یا نمی‌خواند. گفتیم که یک تندخوان، گروهی از کلمات را در یک نگاه خوانده و معنی آن را به سرعت به مغز خود منتقل می‌کند. پس مفهوم این دو عبارت کمی متفاوت است.

نتیجه گیری اخلاقی
اگر در دسته اول از چهار دسته معرفی شده قرار دارید، بهتر است با علاقه بیشتری به مطالعه بپردازید. باشد تا خواندن مداوم شما را به دسته دوم برساند.

اما اگر در دسته دوم یا سوم هستید! بهترین تمرین، اجتناب از گفتن کلمات در حین خواندن آنها است. از معایب این عادت به انازه کافی صحبت کردیم، پس بهتر است به بررسی چند ایده برای فرار از آن بپردازیم.

از گفتن فیزیکی پرهیز کنید: کسانی که ادا کردن کلمات را به صورت علنی یا لبخوانی انجام می‌دهند، بهتر است با مشغول کردن دهان خود به یک موضوع دیگر مانند آدامس، شیرینی و یا سکوت، از این کار پرهیز کنند.

برای معنی بخوانید نه صدای کلمات: خواندن بدون ادا کردن کلمات مانند گوش دادن به صحبت دیگران است. آیا هنگام گوش کردن به صحبت دیگران، جملات آنها را به کلمات تجزیه کرده و هر کلمه را به صورت جداگانه می‌فهمید؟ قطعا خیر، به این دلیل که در حین گوش دادن به صحبت‌های گوینده، شما به دنبال فهم معنی و منظور وی هستید، شنیدن کلمات را به صورت مستقیم و گسسته انجام نمی‌دهید، بلکه حاصل اتصال کلمات به یکدیگر یا به عبارتی فقط معنی جملات را می‌فهمید.
در حین خواندن هم باید همین کار را بکنید. کلمات را به عنوان اجزایی برای فهم جملات تصور کنید.

حتی از صدای ذهنی کلمات هم اجتناب کنید: برای انجام این کار چه پیشنهادی دارید؟ من پیشنهاد میکنم که بیشتر به شکل و تصویر کلمات نگاه کنید تا املای آنها. تصور کنید که چیزی از الفبا نمی‌دانید. فکر کنید کلماتی که از مقابل چشم شما رد می‌شوند، نقوش و علائم سومری (sumeria) یا شکلک‌های مردمان اینکا (inca) هستند (از فونت windings چیزی می‌دانید؟). اما چگونه است که شما می‌توانید معنی نقوش سومری را بفهمید. این را دیگر نمی‌دانم، شاید یک معجزه بوده و یا شاید اجداد شما هم سومری بوده‌اند. اهمیتی ندارد! شما فقط معنی این نقوش را می‌فهمید.
سعی کنید که در حین خواندن چیزی نشنوید. بستن یا گرفتن گوشها تا حدی به کسب این مهارت کمک می‌کند اما مسلما نمی‌توانید تا ابد به این کار ادامه دهید. تصور شندین صدای آب یا یک بوق ممتد هم می‌تواند تا حدودی کمک کننده باشد.

در نهایت چه کنیم؟
اگر به خواندن این چند خط اکتفا نمی‌کنید، کتابی را که نام بردم ” Speed Reading For Dummies” مطالعه کنید.

About محمد شمس

برنامه‌نویس، طراح انیمیشن و علاقمند به هوش مصنوعی

4 Comments

  1. ممنون من مطلبی را مطالعه کرده بودم که بیان میکرد ایرانیان زمانی دارای خط الرسمی بودند که شامل ۳۶۵ حرف بود و حتی صدای طبیعت مانند آب روان و… را شامل می شد

  2. ممنون مطلب جالبی بود.
    مورد «حتی از صدای ذهنی کلمات هم اجتناب کنید» رو هرکاری میکنم نمیتونم خیلی سخته.
    شما میتونی؟
    ضمنا راهکاری هم که دادن برا من جواب نداد.راه حل دیگه ای داره؟

  3. شدنی است اما به مدتها تمرین نیاز دارد.
    فعلا توانستم ولوم آن را کم کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 1 = 2